اتوبوس‌های مرگ و درد عادی شدن

یکشنبه 21 آبان 1396 05:01 ب.ظ


اتوبوس‌های مرگ و درد عادی شدن
ایرانی‌ها در جاده‌ها می‌میرند و کسی فکری به حال این ماجرا نمی‌کند. همین امسال چند خانواده ایرانی داغدار اتوبوس‌های مرگ شدند.تا می‌آید داغ یک اتوبوس آرام شود داغ دیگر بر تن ایران می‌نشیند. علت اصلی بسیاری از این تصادف‌ها هم اشتباه راننده و یا خرابی و قدیمی بودن اتوبوس‌هاست.

 مصطفی داننده- این روزها برخی از جریان‌ها و افراد سیاسی از چرخش روحانی به سمت اصول‌گرایان سخن می‌گویند. من هم می‌خواستم از این افراد سوال کنم دقیقا از کدام چرخش سخن می‌گویید؟ کاری نکردن در برخی امور  به معنای چرخش نیست اما دیدن صحنه تصادف اتوبوس در جاده سوادکوه باعث شد من از روحانی به سمت اتوبوس بچرخم.

13 ایرانی در یک حادثه تصادف جان خود را از دست دادند. می‌دانم این خبر برای بسیاری از ما عادی شده است. درست مانند خواندن خبری از یک عملیات انتحاری در افغانستان، پاکستان و عراق.

عادی شده است. اتوبوس، دانش آموز،، سرباز، مردم عادی، تصادف. شنیدن این کلمات برای ما عادی شده است. اصلا گویی هر سال سهمیه‌ای اینچنین داریم. اتوبوس نباشد، بخاری مدرسه است، بخاری نباشد قطار است و...

ایرانی‌ها در جاده‌ها می‌میرند و کسی فکری به حال این ماجرا نمی‌کند. همین امسال چند خانواده ایرانی داغدار اتوبوس‌های مرگ شدند.


اتوبوس های مرگ و درد


ایران کشور امنی است. کشوری که با وجود حضور در منطقه ناامن و پرتنش خاورمیانه شاهد عملیات تروریستی و انفجار نیست اما بیایید قبول کنیم این امن بودن شامل جاده‌های ایران نمی‌شود. جاده‌های ایران امن نیست.

آمار کشته‌های تصادف در ایران بیشتر از بسیاری از جنگ‌ها و عملیات تروریستی است. به نظر می‌رسد این آمار برای ما عادی شده است. منظور از «ما» یعنی مسئولان و مردم.

مگر می‌شود این همه حادثه را دید و کاری نکرد.

تا می‌آید داغ یک اتوبوس آرام شود داغ دیگر بر تن ایران می‌نشیند. علت اصلی بسیاری از این تصادف‌ها هم اشتباه راننده و یا خرابی و قدیمی بودن اتوبوس‌هاست. دلیل مشخص است اما مثل اینکه قرار نیست فکری به حال آن کنیم.

نمی‌دانم تا کی می‌خواهیم اخبار این حوادث را بخوانیم و بعد درباره آنها بنویسیم تا حادثه بعدی.

 

راه حل‌های جلوگیری از این حوادث هم مشخص است. اتوبوس‌های قدیمی باید از جاده‌های ایران جمع شود. هنوز در برخی جاده‌های ایران اتوبوس‌های بنز که متعلق به سال‌های دور است در حال رفت و آمد هستند.

باید فکری به حال رانندگان اتوبوس کنیم. ساعت رانندگی آنها را کم کنیم. برای ورود به این شغل سخت گیری کنیم. نباید اجازه داد جان انسان‌ها در اختیار افرادی باشد که هیچ مسئولیت پذیری ندارند.

در آخر هم باید بپذیریم که جاده‌های ایران هم چندان امن نیست. برخی از حوادث به خاطر خرابی جاده‌هاست.

دولت، مجلس، نیروی انتظامی و کسانی که نقشی در این ماجرا دارند باید به صورت فوری به این ماجرا ورود کنند. وظیفه ما به عنوان روزنامه نگار، نوشتن و پیگیری ماجراست و وظیفه مسئولان حل این بحران.

در این میان مردم هم می‌توانند از بروز چنین حوادثی جلوگیری کنند. می‌دانم اتوبوس ارزان‌ترین وسیله برای مسافرت است اما می‌شود در هنگامی که در حال خرید بلیط هستیم مطمئن شویم که اتوبوس جدید و سالم است. بیاییم سوار اتوبوس‌های قدیمی نشویم حتی اگر می‌خواهیم از تهران به قم برویم.

اتوبوس‌های مرگ تبدیل به یک بحران شده است. لطفا فکری به حال بحران کنید.



مصطفی کواکبیان: رفع تدریجی حصر در حال انجام است
نماینده مجلس گفت: خوشبختانه در وضعیت محصورین تسهیلاتی در نظر گرفته‌شده و رفع تدریجی حصر با فراهم شدن شرایط لازم در حال انجام است و خانواده آن‌ها در حال بازدید از محصورین هستند و به‌طورکلی این روند فرجام خوبی دارد.

یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در خصوص وضعیت محصورین، اظهار کرد: خوشبختانه در وضعیت محصورین تسهیلاتی در نظر گرفته‌شده و رفع تدریجی حصر با فراهم شدن شرایط لازم در حال انجام است و خانواده آن‌ها در حال بازدید از محصورین هستند و به‌طورکلی این روند فرجام خوبی دارد.

 ‌مصطفی کواکبیان صبح امروز در نشست "مطالبه گری و آرمان‌خواهی دانشجو" در جمع دانشجویان دانشگاه فرهنگیان هرمزگان با بیان اینکه اگر امروز مردم سپرده‌گذار در نمایشگاه مطبوعات حاضرشده و فریاد می‌زنند ناشی از کوتاهی مسئولان وقت دولتی در عدم ساماندهی مؤسسات مالی و اعتباری است، خاطرنشان کرد: نباید در قبال ظلم بی‌تفاوت بود و دانشجویان باید پرچم‌دار مطالبه گری بوده و باشند و در مقابل تمامی اقدامان ناروا براساس منطق عدالت ورزی بایستند.

دبیر حزب مردم‌سالاری با بیان اینکه باید مطالبه گری یک از آرمان‌ها مهم یک دانشجو باشد، عنوان کرد: برخی سطح امربه‌معروف و نهی از منکر را به نوع پوشش و حجاب تقلیل می‌دهند بلکه باید دید وسیع‌تری داشت و به تاریخ اسلام نگاه کرد که چگونه ابوذر در مقابل بیدادی‌ها ایستاد.

کواکبیان با اشاره به اینکه افرادی که می‌خواهند صادقانه به مردم خدمت کنند باید با کسانی که بیت‌المال را مال البیت حساب می‌کنند متفاوت باشند، اظهار کرد: این خطرناک است که عده‌ای می‌خواهند بیت‌المال را چپاول و غارت کنند و این موضوع چپ و راست هم ندارد بلکه باید با هرکسی در این مسیر برخورد شود.

این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در خصوص پرسش یکی از دانشجویان مبنی بر تفسیرش از شعار "مرگ بر آمریکا" افزود: تفسیر این شعار این است که ما باسیاست‌های این کشور مشکل‌داریم اما مرگ بر ملت و مردم آن کشور نمی‌گوییم.

وی با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران در مقابل هر کشوری که بخواهد ظلم روا دارد، ایستادگی می‌کند، اظهار کرد: یمنی‌ها به موشک دست پیداکرده و قلب ریاض را نشانه رفتند اما عربستانی‌ها انگشت اتهام به‌سوی ایران دراز می‌کنند درحالی‌که مقامات نظامی جمهوری اسلامی ایران آن را تکذیب کرده‌اند و همگی این‌ها نشان‌دهنده آن است که استکبار با جمهوری اسلامی ایران و سیاست‌هایش که حمایت از مظلومین است مشکل دارد پس نتیجه می‌گیریم مرگ بر آمریکایی که گفته می‌شود یعنی مرگ بر سیاست‌های ظالمانی آمریکا.

کواکبیان در خصوص برجام گفت: مقام معظم رهبری گفتند اگر آمریکایی‌ها برجام را پاره کنند، ما آن را ریز ریز می‌کنیم، همگی معتقد به آن هستیم اما برخی از ابتدا به‌طور اساسی با برجام مشکل دارند و اکنون می‌گویند دیدید از ابتدا گفتیم برجام مشکل دارد بلکه این‌ها تفاوت دارد روزی که دولت تدبیر و امید وارد مذاکره شد علیه ایران هفت قطعنامه در سازمان ملل به تصویب رسیده بود و فصل هفتم منشور اخلاقی سازمان ملل برای ایران لحاظ شده بود اما پس از برجام قطعنامه‌ها لغو، بیمه، کشتیرانی، فروش نفت، قراردادهای نفتی، خرید هواپیما و همکاری با شرکت‌های خودروساز نیز به وقوع پیوست گرچه کشوری مثل آمریکا همچنان برخی تحریم‌ها را انجام داده و صحبت‌هایی می‌کند اما اتحادیه اروپا با آن‌ها همراهی نکرده و همگی بر پایبندی ایران به برجام معتقدند.

وی ادامه داد: برجام همچنان می‌تواند دستاورد مناسبی داشته باشد و اگر اروپایی‌ها با آمریکایی‌ها در تضعیف آن همکاری کنند آن موقع ما هم پایبند نیستیم.

این عضو اصلاح‌طلب مجلس شورای اسلامی تأکید کرد: اگر احساس شود که برجام دیگر خاصیت ندارد، بنده نخستین نفری خواهم بود که برجام را رد خواهم کرد.

کواکبیان یادآور شد: همان‌گونه که مقام معظم رهبری فرمودند اگر آن‌ها برجام را پاره کنند ایران نیز واکنش متقابل نشان خواهد داد و آن را ریز ریز خواهد کرد و چنانچه طرف‌های برجام به این معاهده پایبند نباشند، ایران نیز دوباره به جایگاه اول برمی‌گردد.

دبیر حزب مردم‌سالاری در بخش دیگری از این نشست گفت: مشکل جدی برای استفاده از نیروهای اهل سنت در کشور وجود ندارد اما برخی اعمال سلیقه‌ها سبب شده تا این امر به‌طور کامل انجام نشود درصورتی‌که اقلیت‌های دینی باید در چهارچوب نظام به حقوقشان دست یابند.

کواکبیان با اشاره به موضوع مشکل سپنتا نیکنام، تصریح کرد: این موضوع باید از مسیر قانونی و با جلسه با حضور تمامی مسئولان ذی‌ربط حل‌وفصل شود و به‌طورکلی نباید تفاوتی در این زمینه قائل باشیم.

این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در پاسخ به سؤالی در خصوص وضعیت محصورین، اظهار کرد: خوشبختانه در وضعیت محصورین تسهیلاتی در نظر گرفته‌شده و رفع تدریجی حصر با فراهم شدن شرایط لازم در حال انجام است و خانواده آن‌ها در حال بازدید از محصورین هستند و به‌طورکلی این روند فرجام خوبی دارد.

کواکبیان در خصوص تحقق شعارهای روحانی در زمان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری، خاطرنشان کرد: باید مطالبه کنیم این شعارها را تا رئیس‌جمهور و دولت آن‌ها را عملی سازند زیرا اگر مطالبه نشود مسئولین زود شعارهای خود را فراموش می‌کنند و باید رئیس‌جمهور به وعده‌هایش پایبند باشد.

وی با بیان اینکه در جلسه رأی اعتماد وزیر علوم در مجلس، تمامی موافقان اصولگرا و مخالفان اصلاح‌طلب بودند، عنوان کرد: همان‌جا اعلام کردم، متوجه نشدم رئیس‌جمهور اصولگرا شده یا اصولگراهای مجلس، اصلاح‌طلب شده‌اند.

این نماینده مجلس با اشاره به اینکه انتصاب مشاور جوان دردی دوا نمی‌کند بلکه باید مدیر جوان منصوب شود، اضافه کرد: متوسط سنی شوراهای اسلامی شهر و روستا زیر ۴۰ سال، متوسط سنی مجلس زیر ۵۰ سال و متوسط سنی دولت زیر ۶۰ سال است پس باید دولت در این بخش از نیروهای جوان استفاده کند تا چابکی را به بدنه خود تزریق کند.



گام اول معتدلان اصولگرا برای تصاحب مجلس و دولت
تمام این اتفاقات نشاندهنده این است که حالا دیگر نباید جریان اصولگرا را یک جریان واحد دانست...
 سید محمد حسین هاشمی - پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری دوازدهم، گرچه برای اصلاح‌طلبان که بعد از سال‌ها دوباره ارکان قدرت را به دست گرفته بودند، یک موفقیت چشم‌گیر بود، اما گامی بود برای تثبیت شرایط اصولگرایان میانه‌رو؛ آن‌هایی که در بزنگاه مهم شناخت مرز بین تندروی و عقلانیت، دومی را انتخاب کردند و ماندگاری‌شان را در دایره سیاست، تضمین.

همین اتفاق هم باعث شد که از همان روزهای اول بعد از انتخابات، خیلی‌ها تصور کنند که رئیس‌جمهور بعدی ایران، از میانه‌روهای اصولگراست؛ چهره‌ای که رابطه نزدیکی با اصولگرایان معتدل دارد و اگر پایش بیافتد، با رهبر جریان اصلاحات همنشین می‌شود و عکس می‌گیرد و به وقت‌اش، پای جدال لفظی با تندروی‌های اصولگرا هم می‌ایستد. شخصی شبیه علی لاریجانی.

پیدایش فاصله معنادار در بدنه اصولگرایی

شاید اگر حافظه‌هایمان یارای بررسی آنچه دو دهه پیش اتفاق افتاد را داشته باشد، به خوبی دو‌دستگی جریان سیاسی ایران را به یاد بیاوریم. زمانی که با پیروزی محمد خاتمی در انتخابات دوم خرداد، چپ‌ها به اصلاح‌طلبان تعبیر شدند و محافظه‌کاران و دست‌راستی‌ها به محافظه کاران و سپس به اصولگرایان. آن موقع، به تعبیر بسیاری از اهالی سیاست، تکلیف روشن بود. سیاستمداران یا اصلاح‌طلب بودند یا اصولگرا. در این میان اگر حزبی از گذشته وجود داشت یا حزب تازه تاسیسی شکل می‌گرفت هم ناگزیر، یکی از این دو طیف را انتخاب می‌کرد. کارگزارانی‌هایی که از زمان دولت آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی تحزب را تجربه کرده‌ بودند، به سمت چپی‌های قدیم متمایل شدند، مشارکتی پدید آمد که راهش مشخص بود و همه این‌ها در کنار تفکرات سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مجمع روحانیون مبارز و مجمع مدرسین و ... عملاً اصلاح‌طلبان را به یکی از مهمترین بال‌های سیاسی کشور تبدیل کرد.

در دیگر سو هم راستی‌ها، برای آنکه بتوانند با این جریان تازه به وجود آمده که هم مجلس را در دست گرفته بود، هم شورای شهر و هم ریاست‌جمهوری، رقابت کنند، از تمام ظرفیت‌شان استفاده کردند تا یک جریان اصولگرایی هم‌پیمان به وجود آید که تنها هدفشان بازگشت دوباره به قدرت بود. اتفاقی که با روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد در دولت، در دست گرفتن مجلس هفتم و همچنین شورای دوم، محقق شد. اما گذشت زمان و اتفاقاتی که در دوره ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد رخ داد عملاً کاری کرد که این جناح، به اردوگاهی چند شقه تبدیل شود که هر شقه آن، مانیفست خود را دنبال کردند. عده‌ای، اصولگرای سنتی ماندند، عده‌ای تحول‌خواه شدند، عده‌ای به حمایت از احمدی‌نژاد برخواستند و بعضی‌ها هم اعلام استقلال کردند. اتفاقی که بیشتر از هر چیز، به سود اصلاح‌طلبان تمام شد و نتیجه‌اش ریاست‌جمهوری رسیدن حسن روحانی در سال 92 بود.


تاثیرگذاری اصولگرایان سنتی معتدل شده

با پیدایش بعضی تندروی‌ها در بدنه اصولگرایان، آن‌ها که راهشان روشن‌تر بود و السابقون اصولگرایی به حساب می‌آمدند، متوجه افتراق در این جریان شدند. تازه‌واردهای اردوگاه اصولگرایی، حالا آنقدر قدرت گرفته بودند که عملاً پدران خود را دور می‌زدند و از نظرشان اصولگرایی، تعریفی بود که وارثان می‌گفتند نه صاحبان.

شاید نمونه روشن این اتفاق را بتوان در پدیدار شدن جریان پایداری دانست. جریانی متشکل از اصولگرایان تازه به دنیای سیاست‌وارد شده که با بسیاری از پیشینیان، سرناسازگاری داشتند.

آن‌ها که بسیاری از حامیان احمدی‌نژاد را در بین خود داشتند، حالا دو دشمن اصلی در راه اصولگرایی مدل خود متصور می‌شدند. احمدی‌نژاد هم که در هر دو انتخابات، همین دو نفر را در صدر انتقاداتش گذاشته بود، عملاً کاری کرد که راه، برای این طیف هموار شد. آن‌ها هاشمی رفسنجانی را مرتد از این اردوگاه می‌پنداشتند و ناطق‌نوری را هم شبه هاشمی می‌دانستند که اگر بدتر از او نباشد، بهتر نیست.

همین اتفاق باعث شد تا بدنه سنتی اصولگرایان و آن‌هایی که سیاستی معتدل‌تر در پیش گرفته بودند، به صورت علنی نشان دهند که راهشان با راه این تازه‌واردها یکی نیست. ماجراهای احمدی‌نژاد در دومین دولت‌اش هم دست به دست تمام این حوادث داد تا نسل دوم اصولگرایانی که به سنتی‌ها نزدیک‌تر بودند راهشان را از این طیف جدا کنند.

افرادی مانند علی مطهری، علی لاریجانی، سید رضا اکرمی و خیلی‌های دیگر، حالا به روشنی خطشان را از خط این طیف تازه جدا کردند؛ نشانه‌اش را هم می‌توان در اعلام حمایت آن‌ها از حسن روحانی در انتخابات یازدهم ریاست‌جمهوری دانست؛ انتخاباتی که سعید جلیلی، کاندیدای مشهود همین جریان تازه بود. آن‌ها در آن انتخابات به روشنی از حسن روحانی حمایت کردند و حتی برای او رای جمع کردند، چرا که می‌دانستند خواستگاه فکری حسن روحانی به عنوان یار دیرینه مرحوم هاشمی رفسنجانی، بیشتر از آن‌که اصلاح‌طلب باشد، اصولگراست.

حمایت‌های همه جانبه این دسته از حسن روحانی در انتخابات دوازدهم ریاست‌جمهوری هم به روشنی نشان داد که اصولگرایان، دیگر آن اصولگرایان متحد نیستند. نگاهی به آنچه در این انتخابات رخ داد عملاً نشان داد که این معتدل‌های اصولگرایی بیشتر از آنکه ببینند تشکل تازه تاسیس جمنا که می‌خواست چتری برای تمام اصولگرایان باشد و نتوانست، چه می‌گوید، به حرف ناطق‌نوری گوش دادند و در نبود آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و در میانه تمامی انتقاداتی که ترکیب سیدابراهیم رئیسی و محمدباقر قالیباف از یک سو و مصطفی میرسلیم از سوی دیگر بر روحانی وارد می‌دانستند، از او حمایتی همه جانبه انجام دادند و ائتلافی را با همراهی اصلاح‌طلبان به وجود آوردند که در نتیجه‌اش، این تعبیر را گفتند: «نسیم اعتدال وزیدن گرفت». تمام این اتفاقات نشاندهنده این است که حالا دیگر نباید جریان اصولگرا را یک جریان واحد دانست و حداقل می‌توان آن‌ها را به دو طیف معتدل و تندرو تقسیم کرد. اتفاقی که ممکن است در آینده جدال بین این دو را پررنگ‌تر مبارزه اصولگرایان و اصلاح‌طلبان کند.


خیر معتدلان برای انتخابات بعدی

حالا و در شرایطی که حسن روحانی به عنوان چهره‌ای اصولگرا – اصلاح‌طلب به ریاست‌جمهوری رسیده، علی لاریجانی به عنوان یک اصولگرای معتدل در صدر مجلسی نشسته که اصلاح‌طلبان‌ و به اصطلاح امیدی‌هایش بیشتر از اصولگرایانی است که هشت سال در پارلمان تصمیم‌ می‌گرفتند و قانون می‌نوشتند، بسیاری از چهره‌های شاخص جریان اصولگرایی از همراهی با جریان تازه متولد شده این اردوگاه فاصله گرفتند و اشخاصی چون علی مطهری به عنوان یک چهره اصولگرا، کارهایی کرده که بسیاری از اصلاح‌طلبان هم انجام ندادند، به نظر می‌رسد که طیف حامی علی لاریجانی می‌خواهند آنچه در ابتدای کار دولت دوم حسن روحانی سر زبان‌ها افتاده بود را اجرایی کنند. همین دیروز بود که در خبرهایی به نقل از بهروز نعمتی، عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی مشخص شد که آن‌ها قرار است «حزب رهروان» را تا قبل از انتخابات مجلس یازدهم فعال کنند. حزبی متشکل از اصولگرایان معتدلی که هم با طیف‌هایی همانند پایداری و موتلفه فاصله دارند هم با اصلاح‌طلبان. این اتفاق را که در کنار آنچه محمدرضا عارف، رئیس فراکسیون امید مجلس، حدود یک ماه پیش گفت بگذاریم، متوجه می‌شویم که گویا قرار است، انتخابات مجلس و ریاست‌جمهوری بعدی، بیشتر از آنکه کارزار جمع آوری رای برای اصولگرایان یا اصلاح‌طلبان باشد، صحنه نمایش توانایی اداره کشور توسط میانه‌روها و اصولگرایان است. عارف ماه قبل از احتمال عدم ائتلاف با معتدلین برای انتخابات سال 98 سخن گفته بود و در مقابل هم بعضی چهره‌های معتدل از بسته بودن راه مذاکره با امیدی‌ها خبر دادند. در این شرایط آنچه بیشتر از هر چیز می‌تواند مفروض باشد این است که به احتمال بسیار زیاد، در انتخابات‌های پیش رو شاهد به وجود آمدن ضلع سوم خواهیم بود. ضلعی با فاصله از اصولگرایان تندرو و اصلاح‌طلبان؛ حزبی که در صورت آنکه امیدی‌ها در مجلس و روحانی در ریاست‌جمهوری نتوانند آ



صدا و سیما با روحانیونی که تقلید صدای «جومونگ» می کنند، به کجا می رود؟
در سال های اخیر پدیده رشد و گسترش حضور روحانیونی که در تلویزیون حرکات عجیب و غریب می کنند و حرف های عجیب و غریب تر هم به قصد دیده شدن و جذب مخاطب،بر زبان می رانند،غیر قابل انکار است.

سیدحسین یگانه - از یک روحانی که در تلویزیون می گوید بادمجان اولین موجودی بود که ایمان آورد تا منبری معروف که می کوشد با تقلید صدای جومونگ مردم را به سمت خودش جذب کند و برنامه هایش در صدا و سیما پوشش گسترده دارد،همه و همه بیانگر خالی شدن تلویزیون ایران از روحانیون عالم عامل است. روحانیانی که علم دارند و به علمشان هم عمل می کنند.

در سال های اخیر پدیده رشد و گسترش حضور روحانیونی که در تلویزیون حرکات عجیب و غریب می کنند و حرف های عجیب و غریب تر هم به قصد دیده شدن و جذب مخاطب، بر زبان می رانند، غیرقابل انکار است؛ پدیده ای که ظاهرا مبتکران احتمالا تصور کرده اند با حمایت از حضور چنین افرادی، واسطه آشتی دادن برخی از مردم با اخلاق و معنویت و دینداری، می شوند غافل از اینکه اخلاق و معنویت و دینداری، به اصطلاح آدم خودش را می خواهد؛ انسان های عالم و صاحبدلی که حرف شان بر دل مردم بنشیند و بیش از آنکه سخنی یا نصیحتی به مردم ارائه کنند خود بدان نصیحت عمل کنند نه روحانیونی که بیشتر مواعظ شان جناحی و سیاسی است و از هر فرصتی استفاده می کنند تا یک رقیب سیاسی را که تلویزیون اراده کرده است که به او هجمه کند را با لحنی عجیب غریب و سخنانی عجیب تر مورد حمله قرار دهد.


روحانیون



نکته مهم در این میان این است که این روزها، روحانیونی به تلویزیون دعوت می شوند که حرفی را که تلویزیون می خواهد بر زبان بیاورند نه حرفی که لزوما دین می پسندد و برای ارتقاء فرهنگی و اخلاقی و جامعه مفید است؛ اشتباه نشود، در تلویزیون سخنان ضد دینی بر زبان رانده نمی شود بلکه آن قسمت از دین و معنویات مورد توجه قرار می گیرد که اهداف سیاسی عده ای خاص را تامین کند.

این حرف ها لزوما ضد دینی نیستند اما در نهایت و کلان آن ضربه اساسی را به دین و اعتقاد مردم وارد می کنند و در این میان افرادی هم که برای انجام چنین وظیفه ای انتخاب می شوند باید به مسئولان تلویزیون ثابت کند که پامنبری های زیادی دارند و برنامه پرمخاطبی را برای تلویزیون تدارک دیده اند، لذا به جای توجه به اصل و حقانیت دین، حرکات و سخنان عجیب بر زبان می رانند.

اگر مسئولان صدا و سیما بخواهند بر همین مسیر بروند بدانند که این راه را پایانی نیست و روز به روز بیشتر بر انحطاط در این مسیر افزوده خواهد شد اگر درها به روی عالمان متخلق به مباحث اخلاقی،باز نشود اگر بدون حب و بغض های سیاسی درها به روی روحانیون اصیل ولو منتتقد در تلویزیون باز نشود مسئولان تلویزیون دیر نباشد که بر پشیمانی و حسرت دست و لب بگزند اصلاح چنین روندی حتی از امروز هم دیر است؛ یک روز هم از دست داد خسران است

اصلاح این روند از یک سو خدمت به دین، انقلاب و خود روحانیت معزز است که قدر یقین وظیفه حراست و حفاظت از دین واخلاق اسلامی جامعه را بر عهده دارند



سکوت تایید آمیزغرب در برابر "بگیر و ببند" ولیعهد سعودی
سفیر اسبق آمریکا: با وجودی که اقدامات اخیر محمد بن سلمان می تواند در کوتاه مدت در راستای اصلاحات اقتصاد بدون نفت و تحکیم موقعیت سیاسی او باشد، امادر بلند مدت می تواند به موقعیت او و پادشاهی سعودی لطمه بزند."

 با وجودی که رسانه های غربی اخبار مربوط به تحولات روزهای گذشته در عربستان سعودی را با دقت دنبال کرده و منتشر کرده اند، اما مقامات و سران کشورهای غربی ( اروپای غربی و آمریکای شمالی) تا کنون سکوت تایید آمیزی در قبال دستگیری ها و بگیر و ببندهای روزهای اخیر در عربستان سعودی داشته اند.

در روزهای گذشته بنا به دستور "محمد بن سلمان" 32 ساله ولیعهد جوان سعودی، 11 شاهزاده متنفذ و 4 وزیر و چند مقام پیشین عربستان به اتهام دست داشتن در فساد مالی دستگیر و در هتلی 5 ستاره در ریاض تحت بازداشت قرار گرفته اند.

همچنین سقوط مشکوک هلی کوپتر حامل فرزند ولیعهد اسبق سعودی (مقرن بن عبدالعزیز) در مرز یمن به فاصله چند ساعت پس از انتشار خبر بگیرو ببندهای شاهزاده های سعودی، بر ابهامات مربوط به حوادث اخیر عربستان سعودی، افزود.

وقایع روزهای اخیر عربستان  همچون شوکی خبری در بسیاری از رسانه های جهانی بازتاب یافت و غالب ناظران و تحلیلگران این اقدامات را در راستای سیاست های تحکیم موقعیت ولیعهد جوان سعودی دانسته اند؛ در حالی که دولت سعودی این اقدامات را در راستای تحقیقات چند ساله در راستای پرونده های مفاسد اقتصادی برخی شاهزاده ها و مقامات سعودی دانسته است.

دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا روز سه شنبه در توییتی از ژاپن، حمایت خود را از اقدامات اخیر دولت سعودی ابراز داشت و نوشت: من به ملک سلمان و ولیعهد سعودی اطمینان کامل دارم و مطمئنم آنها دقیقا می دانند چه می کنند."

سکوت تایید آمیز مقامات کشورهای غربی و حتی تایید و حمایت رییس جمهور آمریکا از بگیر و ببندهای اخیر در عربستان سعودی در حالی است که در صورت انجام اقدامات مشابه در حاکمیت سعودی در برخی دیگر از کشورها، صدای اعتراض مقامات غربی به بهانه هایی چون نقض حقوق بشر، بلند می شود.

نکته دیگر اینکه خبر دستگیری شاهزاده های سعودی، تنها یک گوشه از سیاست بگیر و ببند ولیعهد جوان سعودی است و بنا به گزارش نیویورک تایمز که یک روز پس از دستگیری شاهزاده های سعودی منتشر شده، دولت جدید عربستان در دو سال گذشته دهها تن از روحانیون وهابی سعودی را دستگیر و یا در حصر خانگی قرار داده است.

سکوت تایید آمیزغرب در برابر

 بگیر و ببندهای برخی روحانیون وهابی حتی می تواند با استقبال کشورهای غربی مواجه باشد، چه آنکه دولت سعودی می تواند در توجیه این کار مقابله با افراط گرایی و حامیان آنها را بهبانه آورده و این کار را در راستای تعهدات خود در زمینه مبارزه با تروریسمم، جلوه دهد؛ انتظاری که به ویژه پس از واقعه تروریستی 11 سپتامبر از سوی بخش اعظمی از جامعه سیاسی و رسانه ای آمریکا و غرب از دولت سعودی، مطرح شده است.

در تحلیلی دیگر دلیل سکوت مقامات کشورهای غربی در قبال تحولات اخیر عربستان سعودی، دستور کار دولت جدید سعودی در راستای تحقق چشم انداز عربستان 2030 و اقتصاد بدون نفت است که توانسته اعتماد برخی کشورهای غربی را به اصلاحات سیاسی- اجتماعی – اقتصادی در عربستان جلب کند؛ اعتمادی که سبب شده حتی رییس جمهور آمریکا از ارایه 5 درصد از سهام غول نفتی "آرامکو" عربستان در بازار بورس نیویورک استقبال کند.

با این حال " رابرت جردن" سفیر اسبق آمریکا در عربستان سعودی (2001 تا 2003) در این راستا به خبرگزاری بلومبرگ گفته است: با وجودی که اقدامات اخیر محمد بن سلمان می تواند در کوتاه مدت در راستای اصلاحات اقتصاد بدون نفت و تحکیم موقعیت سیاسی این ولیعهد جوان بر قدرت اعتبار او بیفزاید، اما این بگیرو ببندها در بلند مدت می تواند به موقعیت او و پادشاهی سعودی لطمه بزند."

در جمع بندی موضوع باید به دو نکته تاکید کرد:

1- برخی از ناظران به ویژه در غرب، بگیر و و ببندهای اخیر محمد بن سلمان را غیر سیاسی و در راستای تحقق چشم انداز عربستان 2030 و مبارزه با فساد اقتصادی می دانند و دلیل سکوت کشورهای غربی حتی در قبال دستگیری شاهزاده های متنفذ و ثروتمندی چون "ولین بن طلال" را در این راستا می دانند.برای مثال ارایه 5 درصد از سهام شرکت آرامکو در بورس نیویورک، نیازمند شفاف سازی کامل صورت حساب های مالی این شرکت و شرکت های مشابهی است که احتمال دارد در آینده وارد بورس آمریکا شوند.

2- اما بسیاری از ناظران معتقدند حتی در صورت صحت گزینه نخست، اما با در کنار هم قرار دادن بگیر و ببندها (شاهزاده ها و روحانیون)، اتفاقات مشکوک، و عزل و نصب های دیگر در حکومت سعودی، شاهزاده جوان سعودی قصد تحکیم موقعیت سیاسی خود برای جانشینی پدرش در آینده نزدیک را دارد.



سلیمی نمین: بهتر بود افکار عمومی در موضوع سپنتا دخالت نمی کرد
اگر دولت آقای روحانی در انتهای این دوره به نقطه نازلی برسد آیا حمایت و پشتیبانی او از یک نفر مثبت خواهد بود؟

عباس سلیمی نمین گفت: اگر آقای یزدی به عنوان یکی از فقهای شورای نگهبان در خصوص مساله عضو شورای شهر یزد سپنتا نیکنام گفته باشد" این ماجرا از نظر ما تمام شده است و هر کسی که اعتراض کند ضد انقلاب است" درست نیست شورای نگهبان نظر خود را بیان می کند نظام سیاسی ما جایگاه بن بست شکنی دارد هیچ کدام از این شوراها نمی توانند یک نظر قاطع و کلی بدهند باید کارشناسی شود.

 این فعال سیاسی اصولگرا  اظهار داشت: ما در ارتباط با حل و فصل مسائل ریز و درشت جامعه، ساختار داریم که اگر این ساختار موضوع را به نتیجه نرساند درگیر کردن افکار عمومی معنی دارد اما قبل از اینکه برخی از مسائل ریز و درشت را از طریق ساختار حل و فصل نکردیم درگیر کردن جامعه نه تنها نتیجه بخش نیست بلکه یک سری التهابات کاذب را در جامعه به وجود آوردن و جامعه را از مسائل اساسی دور کردن است.

سلیمی نمین: بهتر بود افکار عمومی در موضوع سپنتا دخالت نمی کرد

وی افزود: مسئله ای مثل سپنتا نیکنام که اختلافی است بین مجلس و شورای نگهبان، نه اولین اختلاف است نه آخرین اختلاف. همواره این نوع اختلافات دیدگاهی، برداشتی و کارشناسانه به وجود آمده و از طریق ساختار حذف شده است اما به نظر من جوی در رسانه های ما شکل گرفته که تا قبل از حل چنین مسائلی آن را تبدیل به یک نگرانی اجتماعی می کنند که غلط و بد است چون تحمل جامعه در ارتباط با مسائل خیلی بالا نیست که فکر کنیم می توان جامعه را با هزاران مسئله در گیر کرد. بنابراین مطبوعات و رسانه ها باید اولویت بندی کنند چه موضوعاتی را به سطح جامعه بکشانند و چه موضوعاتی را خیر.

سلیمی نمین توضیح داد: یک شورایی وجود دارد که نظرش را بیان می کند و این نظر قانونی هم خواهد بود حالا اینکه این نظر از طرف مجلس و یا شورای نگهبان باشد تفاوتی ندارد ما امروز مسائل بسیار زیادی داریم که با مشارکت مردم قابل حل و فصل است اما در موضوعی مثل سپنتا نیکنام دخالت مردم کمک کننده نیست.

وی اضافه کرد: اگر آقای یزدی به عنوان یکی از فقهای شورای نگهبان گفته باشد که: "این ماجرا از نظر ما تمام شده است و هر کسی که اعتراض کند ضد انقلاب است" درست نیست. شورای نگهبان نظر خود را بیان می کند، نظام سیاسی ما جایگاه بن بست شکنی دارد هیچ کدام از این شوراها نمی توانند یک نظر قاطع و کلی بدهند باید کارشناسی شود همیشه اینگونه بوده که اگر در یک موضوعی مجلس بر نظر خودش و شورای نگهبان هم بر نظر خودش پافشاری می کرده مسئله به یک مرحله دیگری از قانون محول می شد بنابراین بهتر بود که افکار عمومی در این موضوع دخالت نمی کرد.

مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران در رابطه با عملکرد مجلس دهم گفت: مجلس کنونی در مقایسه با مجلس قبل اصلا عملکرد مثبتی ندارد. ما در مجلس قبل افرادی داشتیم که صاحب فکر و اندیشه و تاثیرگذار بودند. نقطه ضعف مجلس دهم این است که فاقد عناصر برجسته و جریان ساز است. آقای عارف را جریان اصلاح طلب تا حد زیادی محدود کرد و امکان پرواز نداد آقای عارف اگر جایگاه مرکز پژوهشها مجلس قرار می گرفت می توانست کار فکری بکند و تاثیر گذار باشد اما او را در این جایگاه نپسندیدند بنابراین در حال حاضر او امکان تاثیر گذاری ندارد.

وی ادامه داد: آقای دکتر توکلی در گذشته عامل عمق بخشی به نمایندگان مجلس بود اما روند مجلس به گونه ای شد که چهره ای مثل احمد توکلی بطور کلی از مجلس حذف شد یکی از آفات جدی مجلس رفتارهای نازل نمایندگان مجلس است اخیرا یک تعداد از نمایندگان به سوئیس و فرانسه سفر کرده اند که این سفرها با پول مجلس بوده است این گونه رفتارها از جانب نمایندگان مجلس سابق سر نمی زد آنها جلوی چنین بهره برداری های شخصی را می گرفتند چنین رفتارهایی سطح نمایندگی را تنزل می دهد.

سلیمی نمین درباره احتمال حمایت روحانی از چهره ای مثل علی لاریجانی در انتخابات ریاست جمهوری 1400 هم گفت: باید دید تا زمان اتمام دولت حسن روحانی اعتبار باقی مانده ایشان چقدر است و آیا حمایت او از یک نفر ضعف و یا نقطه قوت محسوب می شود. هنوز خیلی اتفاقات خواهد افتاد و نمی توان پیش بینی دقیقی انجام داد احتمال ائتلاف بین آقایان وجود دارد اما شما نمی توانید مطمئن باشید این ائتلاف در آینده به نفع خواهد بود یا خیر. اگر دولت آقای روحانی در انتهای این دوره به نقطه نازلی برسد آیا حمایت و پشتیبانی او از یک نفر مثبت خواهد بود؟ اگر آقای روحانی خواسته های اصلاح طلبان را برآورده نکنند اصلاح طلبان حمایت خود را از ایشان قطع می کنند و آقایان این باب را برای خودشان باز گذاشته اند.



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :